محل تبلیغات شما

کتاب پسری که آبرویش رفت! نوشته ی لوئیس سکر است "دیوید" نوجوانی است ترسو و بدون جرات که اعتقادی به نفرین و خرافات ندارد اما در جریان ی عصای یک پیرزن تصور می کند توسط او نفرین شده است. هراتفاقی که می افتد به آن نفرین نسبت می دهد اما چگونه می تواند به خودش و دیگران ثابت کند نفرینی در کار نیست و اعتماد به نفس از دست رفته را باز یابد؟ داستان "پسری که آبرویش رفت" مانند دیگر آثار "لوئیس سکر" دارای ساختار روانشناسانه بسیار قوی و تربیتی است و با موضوع هویت یابی می تواند در ایجاد اعتماد به نفس در نوجوان بسیار مفید باشد. شخصیت داستان یعنی دیوید جسارت انجام خیلی از کارها و ارتباط با دوستان و همکلاسی های خود را ندارد اما با خودش بر سر حل این مشکل در کشمکش است. کتاب با تیز بینی به نفی خرافات و نفرین می پردازد و به نوجوانانی که مشکل برخورد با زورگویان و همکلاسی های قلدر را دارند، جسارت لازم را می دهد. داستان با کارکرد تربیتی روانشناسی بسیار پر کشش است و با زبان طنز بارها خواننده را به شدت می خنداند و به او لذت می دهد.

x906414_.jpg

کتاب: پسری که آبرویش رفت! نوشته ی لوئیس سکر

آفت‌ها و آسيب‌های منابع دیداری شنیداری و شيوه‌هاي مقابله با آن‌ها

کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم ؟

نفرین ,کتاب ,داستان ,لوئیس ,دهد ,سکر ,لوئیس سکر ,آبرویش رفت ,می دهد ,پسری که ,که آبرویش

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها